کتاب تحلیل تکنیکال جان مورفی


تحلیل تکنیکال در برابر پیش بینی های فاندامنتال

همانطور که در تحلیل تکنیکال تمرکز بر روی تغییرات قیمت است در تحلیل فاندامنتال این عوامل اقتصادی است که بر عرضه و تقاضا تاثیر می گذارند و باعث می شود قیمت بالا یا پایین برود و یا ثابت بماند . یک تحلیلگر فاندامنتال تاثیر تمامی فاکتورهای مربوطه را روی قیمت هر چیزی بررسی می کند تا در نهایت بتواند ارزش ذاتی آن را محاسبه کند. ارزش ذاتی چیزی است که یک تحلیلگر فاندامنتال به وسیله آن نشان می دهد که با توجه به میزان عرضه و تقاضا واقعا با آن قیمت ارزش دارد یا خیر؟ اگر ارزش ذاتی چیزی زیر قیمت آن باشد تحلیل فاندامنتال میگوید قیمت آن چیز ارزانتر است و برای خرید مناسب است.

هر دو روش تکنیکال و فاندامنتال همواره سعی بر حل یک مشکل واحد دارند و آن مشکل چیزی نیست جز پیش بینی اینکه قیمت ها تمایل دارند در چه جهتی حرکت کنند . در واقع آنها از دو راه متفاوت به یک مسئله واحد می پردازند. یک تحلیلگر فاندامنتال علتهای تغییر قیمت را بررسی می کند ، حال آنکه یک تحلیلگر تکنیکال تاثیرات آن را به چالش می کشاند .

تحلیل گر تکنیکال عقیده دارد قیمت تنها چیزی است که نیاز دارد بداند و دانستن علت ها دلایل این تغییرات لازم نیستند و در مقابل تحلیل فاندامنتال همواره به علت ها و دلایل تغییر قیمت می پردازد.

بیشتر معامله گران خود را در یکی از دو دسته تحلیلگران فاندامنتال و تکنیکال طبقه بندی می کنند. در حقیقت این دو دسته نقاط مشترک زیادی دارند. خیلی از تحلیلگران فاندامنتال سعی دارند مقدماتی از تحلیل تکنیکال را فرا بگیرند و همینطور بسیاری از تحلیلگران تکنیکی تلاش می کنند حداقل اطلاعاتی از مسائل فاندامنتال داشته باشند. مشکل اصلی اینجاست که خیلی از اوقات علت ها و نمودارها با یکدیگر درگیر هستند در بیشتر مواقع در ابتدای حرکت های مهم بازار یک تحلیلگر فاندامنتال نمی تواند تعریف درستی برای تغییرات بازار ارائه دهد. در این لحظات بحرانی است که هر دو تحلیلگر تفاوت های زیادی را در برداشت هایشان و ترند یا روند قیمت مشاهده می کنند و اغلب نیز همزمان با همین دلیل تغییرات را درک می کند ولی گاها برای انجام هرگونه عکس العمل خیلی دیر شده است.

این اختلافات ظاهری را شاید بتوان اینگونه تشریح که در واقع تغییرات قیمت باعث ایجاد دلایل پایه ای جدیدی می شود یعنی اینکه تغییر قیمت باعث می شود تا تحلیل فاندامنتال و فاکتورهای سنجش او حساس شوند و در حقیقت بازار دلایل جدیدی برای تغییر پیدا می کند. در حالی که دلایل پایه ای قبلا تاثیر خود را بر روی قیمت گذاشته اند و هم اکنون در بازار وجود دارند و در واقع قیمت ها در حال نشان دادن واکنش به دلیل پایه جدیدی هستند. خیلی از بازارها در گذشته با تغییرات بسیار کم و یا اصلا هیچ تغییری در فاندامنتال شروع شده است و به مرور زمان وقتی که تغییرات دیده شده است ترند یا روند جدید کاملا در مسیرش قرار گرفته است.

بعد از مدتی تحلیلگر تکنیکال با اعتماد به نفس بیشتری تغییرات در نمودارها درک می کند و می خواند. یک تحلیلگر تکنیکال شاید تنها کسی باشه که در شرایطی که تغییرات بازار با خرد عمومی در تناقض است احساس آرامش می کند و از چنین موقعیتی لذت می برد. او می داند که معامله گران بازار به زودی با اطلاعات جدیدی که همان دلایل فاندامنتال جدیدی می باشد مواجه می شوند و شاید تنها او باشد که برای تصدیق محاسباتش منتظر چیزی نبوده است.

در تائید تحلیل تکنیکال می توان به وضوح دید که اعتقاد یک تحلیلگر تکنیکال به تحلیل هایش به مراتب بیشتر از یک تحلیل فاندامنتال باشد. اگر یک تحلیلگر مجبور باشد یکی از این دو را به عنوان روش کار انتخاب کند منطق می گوید که تحلیل تکنیکال امکان رسیدن به موفقیتش بیشتر است. برای آنکه تحلیل تکنیکال در حقیقت تاثیر عوامل فاندامنتال را بررسی می کنند و چون همیشه تاثیر فاندامنتال بر روی قیمت لحاظ شده به طور حتم بررسی فاندامنتال کاری غیر ضروری است. بررسی نمودار، میانبری است به بررسی عوامل فاندامنتال. ولی حالت عکس آن ممکن نیست. این امکان وجود دارد که بتواند در یک بازار مالی صرفا با دانش تکنیکال خرید و فروش انجام داد و تقریبا بعید به نظر می آید که بتوانند صرفا بر اساس وسایل فاندامنتالی و عدم بررسی قسمت تکنیکی بازار، خرید و فروش خیلی موفقیت انجام دهد.

نسخه آنلاین شامل شکل ها، نمودارها و همچنین «فصل ۱۷-پیوند بین معاملات آتی و سهام: تحلیل بین‌بازاری» نمی باشد. برای دانلود نسخه کامل با فرمت pdf روی این لینک کلیک کنید.

بازگشت به صفحه اصلی